دایی حسن
١ هفته بیشتر نمونده، هفته ی دیگه اینموقع ایشاالله عروسیه دایی حسن، ابوالفضل عزیزم، من و دایی حسن خیلی خاطره با هم داریم...بازیهای دوران بچگی، اضافه شدن یه برادر و دو خواهر دیگه بهمون،سفرهای خانوادگی، درس خوندنامون با هم، کارتون و فیلم دیدنهامون، شهربازی رفتنامون، سرود خوندنامون، دانشگاه رفتنمون با هم، سرکار رفتنمون با هم، خواستگاری رفتنها،خلاصه خیلی و خیلی خاطرات خوش و شیرین و گاهی هم تلخ... هیچ وقت یادم نمیره دایی برام حکم یه برادر کوچیکتر از خودم و نداشته و نداره و همیشه و همیشه از مشورت و همفکریهاش استفاده می کردمو می کنم، خیلی خوشحالم که الان خوشحاله و زندایی صبا کنارشه، امیدوارم خوشبخت بشن و سالهای طولانی در کنار هم زندگی کنن... ...
نویسنده :
ندا
21:13










